
تو را در زندگی ام دارم سر به سر دلم میگذاری، همیشه جای عشق ، غم در دلم جا میگذاری...هر لحظه بهانه و آرامشی که نیست در بین ما ، باید به انتظار بنشینیم تا تمام شود امروز و بیاید فردا...سر به سر دلم میگذاری و بی خبر از درونم ، چرا درکم نمیکنی ای تمام وجودمکمی هوای دلم را داشته باش ، نمیخواهم باشی مثل آن روزها،روزهایی که لحظه هایت بی من نمیگذشت...تو میگویی عشق در وجودم نیست ، پس آن کسی که در قلبت نشسته و عاشق زندگی اش است کیست؟هوای دلت را دارم ، منی که تنها تو را در زندگی ام دارم ، به دور از بی وفایی ، ای جان من تو بگو که با من که هستی آرامی....من همین را میخواهم ، که درکت کنم ، درکم کنی ، نه ا...
ادامه مطلب
چه زود میگذرد ، حتی اجازه نمیدهد چشم بر روی هم بگذاریم یک لحظه...عمر را میگویم...قدرش را نمیدانیم ، با درد وغم و غصه لحظه ها را میگذرانیم ...چه سود دارد غصه خوردن، برای عمری که همچنان در حال رفتن است ومنتظر ما نمیماندچه زود گذشت ، بدجور دلتنگ آن روزها هستم ، برای آن آدمها ، برای تمام لحظه ها....کاش میشد برگردم به همان روزها، با همان احساس ....چشمهایم را بر روی هم گذاشتم و لحظه ای تصورکردم تمام روزهایی را که گذشت و تنها آه کشیدمافسوس غصه هایی که کشیدم را میخورم ، که چرا لبخند کمتر بود در لحظه هایم....هنوز دیر نشده ، بیا با گذرعمر کاری نداشته باشیم ، تنها بخندیم ،...
ادامه مطلب